به کررات میبینم و میشنوماز مراجعانکه گاهی رابطه تمام شده، پیامها کمتر شدند،تماسها تقریبا قطع شدند و حتی گاهی ممکنه هر دو نفر وارد مسیرهای جدیدی شده باشند. رابطه های جدیدی شروع کردند یا حتی ازدواج میکنند..اما با این حال، ذهن هنوز گاهی به همان رابطه برمیگررده. یه عکس
یه خاطره
یه آهنگ.
یک خیابان. یا حتی چند ثانیه سکوت بهانه ای میشه تا دوباره بخشی از آن رابطه زنده شود.
بسیاری از آدمها در چنین موقعیتی از خودشان میپرسند:
«اگر این رابطه تموم شده، پس چرا هنوز به آن فکر میکنم؟»
و جالبه در بیشتر مواقع اولین جوابی که به ذهنشون میرسه اینه:
« هنوز دوستش دارم.»
اما همیشه ماجرا به این سادگی نیستو لزوما این نتیجه گیری درست نیست...
بیاین با هم ببینیم:
💥شاید دنبال خود رابطه نیستیم
یکی از چیزهایی که در تجربه آدمها زیاد دیده میشود این است که گاهی آنچه ادامه پیدا میکند، خود رابطه نیست.
بلکه چیزیست که در رابطه ناتمام مانده
ممکنه رابطه تموم شده باشه، اما هنوز سوالی بیجواب مانده باشد.
هنوز حرفی گفته نشده باشه
هنوز خشمی شنیده نشده باشه
و در تایید این مشاهده، این جمله را از مراجع زیاد میشنوم«کلی حرف دارم که هنوز بهش نزدم😮💨»
یا بخشی از ما هنوز نتونسته معنای آن تجربه را درک کند.
در این حالت ذهن مدام به رابطه برمیگردد؛ نه لزوماً برای بازگردوندن اونرابطه، بلکه بیشتر برای فهمیدن چیزی که هنوز کامل نشده است.
💥 نیاز به فهمیدن
گاهی آدمها بیشتر از اینکه دلتنگ فرد مقابل باشند، درگیر فهمیدن ماجرا هستند. به اندازه ای این مولفه زیاده، که وقتی مراجع با تمرکز زیاد نگاه میکنه و فقط میخواد «بفهمه»، گاهی تصور میکنم دارم سرعت بالای موتور مغز را براحتی میبینم!
چه شد؟
کجا تغییر کرد؟
آیا نشانه ای بود که ندیدم؟
آیا من اشتباهی کردم؟
ذهن معمولا با ابهام رابطه خوبی ندارد.
برای همین گاهی مدتها بعد از پایان یک رابطه، همچنان در حال بازسازی اتفاقات گذشته و سناریو سازیست
نه اینکه لزوما بخواد برگشتنی انفاق بیافته
برای «فهمیدن».
💥نیاز به ارزشمندی
بعضی وقتها چیزی که بخاطرش درد میکشیم، رابطه نیست.
تصویریست که از خودمون داریم.
بعد از پایان بعضی رابطهها، سوال اصلی این نیست:
«او چرا رفت؟»
سوال اینه:
«من کافی نبودم؟»
«من دوستداشتنی نبودم؟»
«من را انتخاب نکرد؟»
در اینجا ذهن بیشتر از اینکه دنبال فرد مقابل باشد، داره سعی میکنه احساس ارزشمندی خودش را ترمیم کنه.. همون احساسی که مدتهاست آسیب دیده.
💥نیاز به شنیده شدن
گاهی رابطه تمام میشه اما نیاز به شنیده شدن وجود داره بنابرین مکالمات ادامه پیدا میکنه
جملههایی که گفته نشد.
اعتراضهایی که شنیده نشد.
دردی که دیده نشد.
در ذهن خیلی از آدمها، مکالمه مدتها بعد از پایان رابطه ادامه پیدا میکند.
حتی وقتی رابطه تمومشده گاهی میشنوم از مراجع که کلی حرف های نگفته دارمکه بهش نزدم
انگار بخشی از وجودشون هنوز فرصت بیان شدن پیدا نکرده است.
بنابرین در بیشتر مواقع شاید اغراق نباشه که بگیم «احتمالا چیزی که ادامه پیدا کرده، خود رابطه نیست»
گاهی وقتی «ذهن» مدام به یک رابطه برمیگرده، عجله میکنیم و اسمش را عشق میگذاریم.
اما همیشه عشق نیست.
گاهی نیاز به فهمیدنه.
گاهی نیاز به شنیده شدن.
گاهی نیاز به ارزشمندی.
و گاهی بخشی از ما که هنوز در حال هضم کردن تجربهای که پشت سر گذاشته.
شاید به همین دلیل باشد که بعضی رابطهها بعد از تمام شدن هم برای مدتی در ذهن ما زندگی میکنند و خاطرات را مرور میکنن و از همه جالب تر موضوعات رابطه دایم از سر گرفته میشوند برای تحلیل..
انگار هنوز چیزی درون ما در حال کامل شدن هست.
اگر بخوام در یککلامخلاصه کنم «ذهن برمیگرده به رابطه ای که ظاهرا تموم شده، چون هنوز نفهمیده دقیقا چه چیزی در آن رابطه برایش مهم بوده!»
اگر این مطلب با شما همراه شد، شاید وقتش باشد یک قدم بیشتر برداریم.
شروع مشاوره







